به حقیقت همیشه مهربان مریم گلی،-تیام-شعرهایش و...که مرا همیشه به یاد فروغ می اندازد
به مریم حقیقت نازنین
سکوت...خاطره را قطره قطره پنهان شد
غزل چکاند به بغضش شبیه/باران شد
۱-چه دستهای به جوهر نشسته در خونی
۲-به حجم حسی وسعت پناه...ویران شد
۳-دلش گرفته(( وپرواز...حس خوبی نیست))
چراغ رابطه تاریک مانده...ایوان شد
۴-((آهای یک نفر از من...))نوشته شد درباد
۵-((۴ساعتِ...))هی دردهای انسان شد
چقدر پرسه زدن توی کوچه هایی که...
مرا به سمت تو آورد تا خیابان شد
برای اینکه تو را عاشقش شود /زل زد
۶-شروع پنجره /کم کم چراغ مهمان شد
۷-وپنج حرف حقیقت...کبوتری در باد
۸-((به آفتاب سلامی دوباره خواهد)) داد.
۱-((...وگنجشکان در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت)) فروغ فرخزاد
۲-((به پهنه های حسی وسعت پناه خواهم برد))فروغ فرخزاد
۳-دلم گرفته به ایوان می روم وانگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم چراغهخای رابطه تاریکند ...))فروغ فرخزاد
((ویک کبوتر...پرواز...حس خوبی نیست))مریم حقیقت
۴-((آهای یک نفر از من سراغ می گیرد))مریم حقیقت
۵-((۴ساعتِ پرواز کوچه ها درباد))و((رسیده ام به تمام ستاره ها/نفرین به تلخ پوکی انسان اعتماد آجین))مریم حقیقت
۶-((من در پناه پنجره ام با آفتاب رابطه دارم))فروغ فرخزاد
۷-((وپنج حرف حقیقت شبیه..می دانم))مریم حقیقت و((وجای پنج انگشت تو که مثل پنج حرف حقیقت...))فروغ فرخزاد
۸-((به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد))فروغ فرخزاد

