بسمِ الله الرحمنِ الرحیم
چند تا نکته
وقتی دیدی دشمنانت زیاد شده اند بدان حتما به جایی رسیده ای که حسادتشان را برانگیخته ای
فقط به خاطر رویا ابراهیمی عزیز که هم خودم هم آبجی تیام/مریم حقیقت/دوستش داریم مینویسم
مریم حقیقت زنده است وهر گز به احمقانه هایی که مینویسند اعتقاد نداشته خودکشی برای کسانی خوب است که از ترس دو طرفه متهم شدن به ننوشتن از خون این روزها وگیرهای قانونی وبعد از توقیف نشریه .........مینویسد دیگر نخواهم نوشت وبا شاگردانش هنوز به دشمنی ادامه می دهد بهتر است به گوشش برسانید دست از شایعه سازی بردارد کسانی که خانم حقیقت را میشناسند میشناسندش وهمین شناخت کافیست
آقایاخانم شایعه خجالت بکش
برای کسانی که نمیدونن این وبلگ متعلق به کی هست وبه صورتهای مختلف ازم می پرسن:
۱- این وبلاگ شعر متعلق به منه-زهرا رفیعی-
۲- دراین وبلاگ چند تا از شعرهام تقدیم به مریم حقیقت -استادم- هست
۳-...............................................................
سلام
با شعر آمده ام بدون تمام حاشیه هایی که بعضیها را فکر میکنند ادبیات میکند!
پر زد به سمت شعر غزل شد تمام راه
بارید درد عشق به دستان خیس ماه
دلتنگ روزهای خودش بود بی صدا
فریاد می کشید در این حسرت سیاه
ای مهربان فروغ زمانم حقیقتن
"تنها صدا ، صدای تو می ماندو هنوز" !
لبخند پشت درد ِ نگاهت شکسته است
زخمی ترین کبوتر دریا بهار شاه
پرواز کن دوباره شروعی همیشه باش
وقتی هنوز پنجره ای رو به سمت ماه....
وغزل دوم
هنوز پرسه زدن توی یک دوراهی که...
میان فاصله ها مانده رد آهی که...
و بغض کرده نگاهم همیشه های تو را
اگر چه باز ببارد مرا گناهی که...
سکوت پشت غرورت شکسته شد در باد
که زخم خورده ی دریایی و نگاهی که.../-
به میهمانی شعرت پرنده پر می زد
نمی شود بشود دل چراغ راهی که ...
"تنها صدا..صداست که میماند وهنوز..."
مصرعی از پسا غزلی زیبا از خانم مریم حقیقت